هوای پاییز

هوای پاییز شروع شده دوباره

و من و ذهنم دوباره رویا میسازیم
و من تو خیالم همش هوای بارونی میبینم

که شبه و من تو پیاده رو دارم میرم و سوییشرت توسی تنم کردم و حسابی
داره بارون میاد و خیسسسه خیس شدم

هوا سرده باد میاد

دارم میرم خونه

حالم خوبه

روحیم عالیه... انگار به خاک خشک بیابون بارون بزنه

حس اونو دارم

هوای اینجا ابریه... دیشب ساعت 4.50 صبح با صدای بارون روی کانال کولر بیدار شدم

یاد شمال و خونه مادربزرگ و خونه متل قو که بارون میومد و سقف حلبی صدا میداد بیدارم کرد

رفتم سمت بالکون کوچه رو نگاه کردم... وای که حالی بودم.... دوس داشتم قدم بزنم
کوچه خلوت ... بارون ریز.... نور چراغ برق
خیلی عاشقانه و عارفانه و فاز پاییزی بود

/ 3 نظر / 14 بازدید
m

[دست][لبخند]

باران

الان چشای قشنگتو ببند... دستت رو بده به من با هم قدم بزنیم[مغرور][بغل]

مرضیه

وای باروووون منم میخوااااااااااااام[گریه]